| نام: | بهمن صباغزاده |
| تاریخ تولد: | 15 بهمن 1358 |
| جنسیت: | مرد - متاهل |
| محل سکونت: | ايران - خراسان - تربت حيدريه |
| درباره من: | ابن چند خط به امر همشهری فاضلم استاد محمدرضا خسروی برای درج در تذکرهای که ایشان تالیف میکنند نوشته شد. هر کسی در زمانی و در مکانی به دنیا آمده و در روزی و در جایی نیز از دنیا خواهد رفت. فعلا که زندهام نیمهی اولش را میتوانم بنویسم و باید منتظر نیمهی دوم این نوشتهها ماند. من که بهمن صباغ زادهام در نیمهی بهمنماه سال 1358 در محلهی عیدگاه مشهد به دنیا آمدم. پدرم که اصالتا تربتی بود و از روستای مُلکی تربت حیدریه بود، استاد نجار ماهری بود و در مشهد کارگاه نجاری داشت. زادگاه مادرم هم روستای امیرآباد تربت حیدریه بود و خانهدار بود. در مشهد رشد کرده و در دبستان مکرم و راهنمایی باقریه و هنرستان شهید چمران و دانشکدهی فنی منتظری تحصیل کردهام. برای گذراندن خدمت سربازی به عنوان سرباز مربی وارد سازمان فنی و حرفهای شدم و در مرکز آموزش فنی و حرفهای تربت حیدریه مشغول به کار شدم. پس از سربازی هم به عنوان مربی برق در همان سازمان به کار ادامه دادم و در نهایت بعد از چند سال از کار دولتی کنارهگیری کردم. من که در رشتهی مهندسی الکترونیک درس خواندهام اینک مدیر یک آموزشگاه خصوصی در زمینهی برق و الکترونیک در تربت حیدریه هستم و زندگیام از این راه میگذرد. اولین کارهایم را در نوجوانی سرودهام و جالب این است که اولین کسی که راجع به کارهایم نظر دادهاند، استاد قهرمان بودهاند. به مناسبت نسبت خویشاوندی که با این استاد بزرگوار دارم و باعث افتخارم است وقتی اولین شعرهایم را برای مادرم خواندم، گفت: تو را نزد شازده محمد میرزا میبرم تا ببینم چه در چنته داری. خدمت استاد که رسیدم چند ترانهای که ساخته بودم را خواندم و استاد قهرمان آرام و بدون هیچ حرفی گوش دادند. سپس مادرم از استاد قهرمان خواست که شعر بخواند و استاد متواضعانه پذیرفت. برای اولین بار بود که شعرهای استاد قهرمان را و یا بهتر بگویم شعر میشنیدم. حال غریبی بود، دست و پاهایم میلرزید و صدای قلبم را به وضوح میشنیدم و از آن زمان شعر وارد زندگیام شد. سال 1379 در دانشکده با تشویقهای استاد ادبیاتم آقای دکتر قربانیون کمی جدیتر شدم و حتی در همان زمان در یکی دو مسابقهی شعر دانشجویی هم کارهایی کردم. زبانی عهد بوقی داشتم و به خیال خودم شعر کلاسیک میگفتم. بعدها که به تربت حیدریه آمدم تازه فهمیدم شاعران دور هم جمع میشوند و تصمیم گرفتم در جلسات شعر شرکت کنم. خیلی نگذشت که با همه بچههای انجمن شعر دوست شدم. استاد نجفزاده و استاد موسوی و بزرگوارانی مثل علی اکبر عباسی، اسفندیار جهانشیری، سید حسین سیدی، محمود خرقانی، کورش جهانشیری، مهدی رمضانپور و دیگر جوانانی که آن سالها در انجمن آمد و شد داشتند، مرا در جمع خود راه دادند و هرچه میتوانستند به من آموختند. هر چه میگذرد علاقهام به شعر بیشتر میشود و هر شنبه که میرسد ثانیهها را میشمارم تا وقتش برسد و دوستانم را در انجمن شعر تربت حیدریه ببینم. چند سالی میشود ازدواج کردهام. همسرم شاعر است و ازین بابت خیلی خوشحالم. حداقل در این بحران ِمخاطب یکی را دارم که مجبور است به شعرهایم گوش کند. مجموعهی چاپ شدهای ندارم و معلوم هم نیست کی بتوانم کارهایم را چاپ کنم. به تازگی کارهایم را در وبلاگم منتشر میکنم. زندگینامه و چند کار از کارهایم در آرشیو وبلاگ موجود است: http://bahmansabaghzade2.blogfa.com/post-704.aspx بهمن صباغ زاده - خرداد 1391 |
| ایمیل: | siyah_mast@yahoo.com |
| تحصیلات: | کارشناسی - برق |
| محل تحصیل: | دانشکدهی منتظری |
| شغل: | مدیر آموزشگاه |
| محل کار: | آموزشگاه برق آرش صنعت - تربت حیدریه |
| علایق: | شبزندهداری غزل (فقط عاشقانه) شعر و ادبیات سینمای کلاسیک جمعآوری عکس بیوگرافی شاعران شعرهای محلی ... همهی زیباییهای خلقت |
| فعالیتهای اجتماعی: | از سیاست بیزارم. تنهایی را به اجتماع ترجیح میدهم |
| کتب مورد علاقه: | دیوانهای شعرا آثار دکتر شفیعی کدکنی و به طور کلی نقد شعر و دیگر زمینههای ادبیات |
| فیلم و سریال: | فیلمهای شاخص هالیوود آثار زندهیاد علی حاتمی آثار مجید مجیدی، عباس کیارستمی و دیگر بزرگان سینمای ایران |
| موسیقی: | موسیقی سنتی صدای فرهاد مهراد صدای ماهسون قرمزگل صدای لئونارد کوهن |
| ورزش مورد علاقه: | به ندرت پیادهروی |
