سیاه‌مشــــــــــــــــــــــــــــــــق

گزارش‌های بهمن صباغ زاده از جلسه‌های شعر

5- شاعر همشهری؛ محمدحسین سازگار (1335)

از زمانی که نوشتن راجع به شاعران تربت حیدریه را شروع کرده‌ام، سعی‌ کرده‌ام تا جایی که می‌توانم اطلاعات صحیح جمع‌آوری کنم و شاعران همشهری را هر چه کامل‌تر معرفی کنم. در چند ماه اخیر نوبت به معاصرین رسیده است و خوشبختانه به دلیل نزدیکی زمانی، از اغلب این شاعران اطلاعات بیشتری در دسترس است. خوانندگان عزیز بسیار لطف خواهند کرد اگر اطلاعات تکمیلی خود را برای من از طریق آدرس siyah_mast@yahoo.com بهمن صباغ زاده ارسال کنند. دوستان شاعر همشهری (ولایت زاوه، شامل: زاوه، تربت، رشتخوار، مه‌ولات) هم می‌توانند زندگی‌نامه و آثار خود را از طریق همین آدرس برای بنده ارسال کنند. اگر نمی‌دانید از کجا شروع کنید، من چند سوال در بخش فراخوان نوشته‌ام که با جواب دادن به آنها و ارسال جواب‌ها به من، خواهم توانست زندگی‌نامه‌ی شما را بنویسم. امیدوارم این وبلاگ در آینده به منبع قابل اعتمادی راجع به شعر تربت حیدریه و شاعران این خطه تبدیل شود تا راه برای محققانی که در آینده راجع به این موضوع‌ها تحقیق خواهند کرد، هموارتر شود.

 در این سال‌هایی که در جلسات شعر تربت حیدریه شرکت می‌کنم جناب آقای سازگار را ندیده‌ام و آشنایی‌ام با ایشان از طریق کتاب شعر دربی است که استاد موسوی تالیف کرده‌اند. برای ایشان آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم اگر دوستان شاعر به ایشان دسترسی دارند یا خود ایشان این نوشته‌ها را دیدند لطف کنند و زندگی‌نامه‌ی مفصل‌تری همراه با شعرهای بیشتری را به دست بنده برسانند تا در شماره‌های بعدی جناب سازگار را کامل‌تر معرفی کنیم.

 

محمد حسین سازگار در بهمن سال 1335 و در شهرستان فردوس به دنیا آمده است. دوران کودکی و جوانی‌اش را در همان شهرستان سپری کرده است. او به سال 1355 در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد و پس از اخذ مردک کارشناسی به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در دبیرستان‌ها شهرستان تربت حیدریه به تدریس پرداخت. در سال 1369 برای تحیصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دانشگاه آزاد تهران رفت و در سال 1371 از پایان‌نامه‌ی خود با عنوان «تحلیل قطعات ابن یمین فریمدی» دفاع کرد. تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت حیدریه و فردوس و مسئول آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان تا سال 1375 از فعالیت‌های آموزشی و اجرایی وی بوده است. در سال 1375 برای تدریس در مدارس خارج از کشور به مدت سه سال به کشور کویت رفت. در سال 1383 در مقطع دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد پذیرفته شد و در شهریور سال 1386 از پایان‌نامه‌ی خود با عنوان راز محبوبیت و ماندگاری شعر حافظ دفاع کرد. او در حال حاضر مسئول مرکز تربیت معلم شهید رجایی تربت حیدریه است.

سازگار شعر را بیان هنرمندانه‌ی احساس و برداشت از جهان خارج از ذهن می‌داند که ملزم به رعایت قوانین خاص خود است. معتقد است اگر شعر وجود نمی‌داشت بشر از شادی‌های روحی بسیاری بی‌نصیب می‌ماند و حقایق بسیاری گفته نمی‌شد. او فرد خاصی را در شکوفایی طبعش مؤثر نمی‌داند و نسبت به تمامی بزرگان ادب فارسی از رودکی تا شاعران معاصر ارادت می‌ورزد. او تا کنون مجموعه‌ای چاپ نکرده است اما کتاب‌ها و مقالاتی را که عمدتاً تحقیقی - ادبی هستند به چاپ رسانده است از جمله:

کتاب تجلی اهل بیت در نهج البلاغه‌ی امام علی ع

مقاله‌ی تجلی کلام امام علی ع در مثنوی مولوی و دیوان رباعیات اوحدالدین کرمانی

مقاله‌ی تجلی نهج‌البلاغه در سخن مشاهیر ادب فارسی

مقاله‌ی تاثیر قرآن و حدیث در شعر مولانا محمد ولی دشت بیاضی

 

در ادامه تعدادی از اشعار آقای محمد حسین سازگار را با هم می‌خوانیم:

مهرماه

مهر، ماه مهر و خوبی‌هاست

عطر یاس علم را

در نفس دارد

مهر دانش با طلوع خود

روشنی‌بخش دل و جان‌هاست

روز دیدار عزیزان، نونهالان، غنچه‌های باغ عرفان

ماه مهر آمد

دست‌های عاطفه لبریز

چشم‌ها مشتاق

نور امید و سرآغازی دیگر

در علم،

تربیت آذین دل‌ها شد، زمزم امیدها جوشان

مقصد این رهروان هم

اقتدار دین و آیین است

این مبارک روز

بس زیباست.

***

 

تبسمی که جهان آشکار می‌سوزد

بیا که دشت دلم در شرار می‌سوزد

بیا که بذر امیدم همار می‌سوزد

از آن زمان که گل انتظار ریشه گرفت

درخت سبز وجودم بهار می‌سوزد

تو نبض روح زمانی، رسول خوبی‌ها

عنایتی که به لیل و نهار می‌سوزد

هدایتی ازلی در کتاب علم خدا

سری به کلبه‌ی دل‌ها که زار می‌سوزد

تویی ذخیره به عالم ز خالق هستی

به آب عدل نشان کاین عذار می‌سوزد

حضور سبز ولایت به دل بشارت داد

اگر به دور و زمان، آن نگار می‌سوزد

تویی کتیبه‌ی عشق خدا اباصالح

که خیل دل‌شدگانت هزار می‌سوزد

تو آن سپیده‌ی فجری به تنگنای زمان

طلوع تابشت، آن ابر تار می‌سوزد

به نیمه‌ای که گذشته‌ست ماه شعبان را

به یمن مقدمت این مشک‌سار می‌سوزد

نقاب غیب براند از {ن و: رُخش} جمال جمیل

که منتظر به رهت غمگسار می‌سوزد

ایا شکوفه‌ی نرگس! عزیز مصر وجود!

تبسمی که جهان آشکار می‌سوزد

***

 

دُرّ حقیقت

غدیر از آسمان گویی نشان داشت

که از راز زمان هم میهمان داشت

ملائک در پی این کاروان بود

که از دادار جان صد پاسبان داشت

نه جبریل امین اتمام دین را

که فوج انس و جان اکمال آن داشت

ازل در برکه‌ی خشک و عطشناک

حلافت با وصایت هم‌قران داشت

پیام رب به تاکید و به ابلاغ

پناه و حامی خیرالزمان داشت

برای درک آن دُرّ حقیقت

خلایق چشم دل بر آسمان داشت

از آن که رحمةللعالمین است

علی فرمان حق را در بیان داشت

حدیث تهنیت در دامن دشت

ز ذرات جهان تا لامکان داشت

***

منابع:

کتاب شعر دربی؛ سید علی موسوی

***


برچسب‌ها: گزارش جلسه‌ شماره 1040 به تاریخ 921217, شاعر همشهری, زندگی‌نامه محمد حسین سازگار
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ساعت 17:10  توسط بهمن صباغ‌ زاده  |