شاعر همشهری؛ زهرا مؤمنی (1371)
زهرا مؤمنی متولد 24 بهمنماه 1371 در شهر تربت حیدریه به دنیا آمد. از پایان دورهی ابتدایی با حضور در کلاسهای ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تربت حیدریه قدم به وادی شعر گذاشته است. همنفسی و همکلامی با خواهر شاعرش زینب نیز در بروز احساسات شاعرانهاش مؤثر بوده است. او در حال حاضر در مقطع پیشدانشگاهی در رشتهی علوم تجربی تحصیل میکند
هر چه باشیم محال است که آدم باشیم
دوست داریم که چون واژهی مبهم باشیم
دستها منتظر ماست ولی در خوابیم
کاش میشد که کمی فکر غم هم باشیم
دوست هستیم ولی چون برسد سختیها
رفته و مثل خیال است که همدم باشیم
اشکها میچکد از چشم پرستو اما
کاش بر خار دلش چون گل مرهم باشیم
دیروقت است ولی کاش بدانیم که ما
هرچه باشیم محال است که آدم باشیم
***
هرچه از عشق و دل و سرودیم بس است
هرچه گفتیم که بودیم و نبودیم بس است
قلبها تیرههااز رنگ کلاغان شده است
هرچه گفتیم که ما چون دل رودیم بس است
اشک ما له شده در چشم کبودی پر درد
دزد عشقیم و دل و احساس ربودیم بس است
چشمها هوس دیدن نادیدنهاست
آی مردم به خدا هرچه بودیم بس است
آه، افسوس که شب خسته از این تاریکیست
وقت تنگ است، برو، هر چه سرودیم بس است
***
منبع:
شعر دربی (گزیدهی شعر شاعران ولایت زاوه)؛
سید علی موسوی علی آبادی؛
انتشارات نامهی پارس؛
1390؛
صفحهی 182 تا 184
***
برچسبها: گزارش جلسه شماره 1012 به تاریخ 920602, شاعر همشهری, زندگینامه زهرا مؤمنی