گزارش جلسهی انجمن قهرمان در تربت حیدریه به تاریخ سهشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۱۸ به قلم شاعر همشهری خانم لیلی پوردایی
امروز سهشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۵ است. ساعتِ شعر و چه مقدس است واژهی شعر آن هم در رباط تاریخی و زیبای تهمینه که فضای آن همیشه مرا به دوران خودش میبرد. امروز انجمن خوب قطب میزبان انجمن شعر استاد قهرمان است.
من که میدانستم امروز گزارش انجمن بر عهدهام خواهد بود، سعی خودم را کردم که طبق معمول بعد از کلاسم خودم را سریع به انجمن برسانم. خوشبختانه، وقتی رسیدم، مراسم تازه شروع شده بود. عطر چای تازهدم هم به مشام میرسید. عجب هوای دلی مخصوصا که با طعم شعر همراه است.
تندیس استاد قهرمان توجه مرا به خودش جلب کرد. با خودم زمزمه کردم کاش خودشان بودند. چه افتخاری بود و البته الان هم انجمن قطب افتخار میزبانی انجمن استاد قهرمان را دارد. درود بر اساتید عزیز مخصوصا استاد صباغ زاده که تلاششان برای همهی ما معلوم است.
قلم را بیرون آوردم تا گزارش را زنده بنویسم اما دیدم نه! اینطوری نمیشود لذت برد. باید داغی فنجان شعر را در دستم حس کنم و البته نگاه در نگاه شاعران. قلم را کنار گذاشتم و سراپا گوش شدم.
جلسه شروع شد با شاهنامهخوانی خانم سمیه اکبری که ابیاتی بود از پادشاهی جمشیدشاه. درست همان قسمتی از شاهنامه که مورد علاقهام است: «به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه بر نگذرد/ چو گیتی سرآمد بر آن دیوبند/ جهان را همه پند او سودمند» شاهنامهخوانی زیبای خانم اکبری فضای انجمن را به یاد فردوسی بزرگ معطر کرد.
سپس آقای دکتر سرسالاری مجری گرانقدر انجمن استاد قهرمان در مورد اقامتگاه صحبت کردند. به حق که حرفشان بسیار به دل نشست که تبلور یک فرهنگ در این مجموعه دیده میشود.
از تهمینه کرمانی دعوت میشود تا شعرش را بخواند. تهمینه جان با خوشآمدگویی زیبایش که به سه زبان بود همه را غافلگیر کرد. سپس تهمینه جان یک شعر گویشی زیبا خواند.
بعد از آن آقای سرسالاری از استاد تقی فتوت که از پیشکسوتان شعر خراسان هستند دعوت میکنند که شعر اول را ایشان بخوانند. استاد فتوت از برپایی این مراسم برای بزرگداشت استاد قهرمان تشکر میکنند و شعر زیبایی به جمع هدیه میدهند.
سپس آقای سرسالاری از استاد جهانشیری عزیز دعوت میکنند که چراغ اول از انجمن قطب را ایشان روشن کنند. استاد جهانشیری که همیشه شعرهایشان بر دل مینشیند یک شعر محلی میخوانند که تضمینی از شعرهای خود استاد قهرمان دارد: «هر گل به یَگ بویِ میَه اِمشُوْ از ای دَر/ یَک جا نِمِنشینَه دلِ بلبلهَوَستُم»
نوبتی هم که باشد نوبت استاد موسوی عزیز است که محبوب همهی ما هستند ایشان با تبریک و خوشآمدگویی از انجمن استاد قهرمان و انجمن دانشگاه از تلاشهای یک نفر در انجمن تشکر کردند و برایشان شعر سروده بودند و همه ما میدانستیم کسی نبود جز آقای صباغ زاده عزیز. استاد صباغ زاده عزیز به حق که «مینشینی چو واژهای روشن/در دل بیت تار هر احساس»
در میان جلسه شعرها که کام دل را شیرین میکند، شیرینی و کیک هم دهانمان را شیرین میکند. در یک لحظه گریزی هم زدیم به پشت سرمان. تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه به همراه دکتر علمداران عزیز آمده بودند.
سپس خانم مصدق شاعر روشندل و خوشذوق ما را از شعر خود بهرهمند میکنند که یک غزل مثنوی زیباست.
نوبت به استاد صباغ زاده میرسد. ایشان به طور ویژه از طرف جمع تشویق میشوند. و البته ایشان هم با غزل جدیدشان فضای انجمن را دلپذیرتر میکنند که: «در عشق هر چه داشتم آسان گذاشتم»
سپس آقای سرسالاری شاعر بعدی را دعوت میکنند و این دفعه آقای عباسی عزیز ما را از شعر زیبایشان بهرهمند میکنند گرچه خود ایشان گفتند شعرشان تکراریست اما تکرار شعرهایشان هم هر دفعه تازگی دارد. استاد عباسی عزیز شعری برای استاد قهرمان میخوانند: «ما جوجِه موجَهیِم و عقاب کُلو تویی»
بعد از آقای عباسی، دکتر علمداران عزیز دعوت میشوند. ایشان چند نکته را عرض کردند که اتفاق خوبی بود و اینکه کتابخانه مرکزی دانشگاه به نام استاد قهرمان نامگذاری شد. و سپس شعر زیبایشان را خواندند.
سپس از خانم سهیلا قربانی دعوت میشود تا شعرشان را بخوانند. ایشان یک شعر متفاوت و اجتماعی و زیبا خواندند.
در لابهلای شعرخوانی، موسیقی لذت همنشینیهای ما را بیشتر میکند و این دفعه این لذت توسط دستهای آقای مهدی قلیچی به دل مینشیند. بعد از سهتارنوازی ایشان، نوبت به استاد بزرگ و عزیزمان استاد نجف زاده عزیز میرسد. ایشان مثل همیشه با آن چهرهی آرام دوستداشتنی ضمن خوشآمد گویی شعری خواندند که در تعزیهی استاد قهرمان خوانده بودند.
و اما در میان خانمهای شاعر خانم مریم بهنام با صدای همیشه دلنشین یک شعر راجع به معلم خواندند که بسیار لذت بخش بود« آری بیآنکه اردیبهشت به بهشت برسد معلم خستگیاش را ناتمام میگذارد.»
سپس خانم زهرا بهرامی اهل بندر عباس یک ترانه از ترانههای محلی جنوبی خواندند که بسیار به دل نشست.
آقای عرفانیان هم از خاطرات استاد قهرمان تعریف کردند و شعر زیبایشان را خواندند.
سپس آقای سرسالاری انجمن سیاوش را برای همه معرفی کردند. نوبت به استاد اسفندیار جهانشیری میرسد. ایشان از آقای مرصعی یک شعر میخوانند در احوالات بلقیس و یک شعر محلی زیبای دیگر.
سپس از خانم مژگان بهادری که از اقوام مرحوم استاد قهرمان هستند دعوت میشود و ایشان یک شعر گویشی زیبایی از استاد قهرمان میخوانند.
نوبت به آقای محمد امیری میرسد. ایشان ضمن خوشآمدگویی چند دوبیتی محلی زیبا میخوانند و با دوبیتیها فضا را دلنشینتر میکنند.
سپس ارغوان عزیز دعوت میشود و مثل همیشه صدای دلنشین ارغوان در هوای دلچسب تهمینه دل ما را به سوی دیوان شمس میکشاند.
مجری گرانقدر از آقای زارع دعوت میکنند تا شعرشان را بخوانند. آقای زارع نیز شعر زیبایشان را خواندند و جا دارد بگویم: آقای زارع حال قلمتان خوش باد.
بعد از آن نوبت به آقای محمد مقدسی میرسد. همه ایشان را به شعر گویشی میشناسیم. ایشان چند دوبیتی زیبا خواندند: «قهرمان شعر تربت رفته از مابین ما»
در پایان جلسه آقای سرسالاری از مهماننوازی انجمن قطب و تربتیها تشکر میکنند و با یک غزل زیبا جلسه را به اتمام میرسانند. همیشه ساعات پایانی انجمن را هم دوست دارم و هم دوست ندارم. دوست دارم چرا که هر جلسه به داشتههایم اضافه میشود و دوست ندارم چرا که طعم شیرین دورهمی به پایان میرسد. به امید جلسات پرشور.

#انجمن_قطب
#لیلی_پوردایی
#گزارش
کانال تلگرامی ما
https://t.me/anjomanghotb
برچسبها: لیلی پوردایی, گزارش, انجمن شعر قطب