⚛️گزارش انجمن شعر قطب به تاریخ شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۹ به قلم آقای مهدی نجفی
🗓۱۱تیرماه ۱۴۰۲
✍️روز از نیمه گذشته، تیرماه تمایلی به رفتن نشان نمیدهد و نسیم زیبا به کمکمان آمده تا حواسمان را از حرارت عصرگاهی تابستان به سوی خودش ببرد. ساعت ۵ عصر است. خودم را به اقامتگاه رساندم. داشتم عجله میکردم کوبِشِ کلونِ درِ بزرگِ چوبی که خیلی حس خوبی دارد قسمت من باشد ولی نشد که نشد. فکر میکنم به ندرت دیده باشم که ساعت ۱۷ بزرگان شعر همچون استاد علمداران، جهانشیری، صباغ زاده و تقریبا همه بودند. گذاشتن قدمهایم بر روی آجرهای مفروش با رطوبت تازهاش حسی دارد وصف ناشدنی.
آجر خودش یکی از نمادهای بناهای قدیمی ایرانیست که خصوصیتش را در گزارش گذشته کامل بیان نمودم. در فکر دیوار روبرهو که کاهگلش را تراشیده بودند و مجدد تصمیم بر کشیدن روکش آن بود متعجب بودم همان آجر تنها بیشتر به بنا میآمد و ارزشمندتر بود.
حالا بگذریم.خوشبختانه باد نیست و با همراهی نسیم زیبا همه چیز آمادهی شروع برنامه هست. استاد صباغ زاده سیستم صوت را راهاندازی کردند. جمعیت هم از نیمه گذشته، جویای استاد نجف زاده هستم که گویا عروس خانمشان خانم شیرافکن نمایشگاه هنری در موزه قطبالدین حیدر دایر نمودند و آنجا بودند. ما در آخر، گروهی رفتیم که خیلی خوشحال شدند. طبق معمول خانم بهنام ضمن خوشآمدگویی سکان شعر را در دست گرفتند. ولی ندیدم بگویند کافه شعر
در ذهنم مرور میکردم با فقدان استاد نجف زاده، سرنوشت حافظخوانی امروز چگونه خواهد بود. خوب استاد علمداران غزل ۴۴۳ را خواندند: «چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری...»
خانم بهنام ابیاتی کوتاه و زیبا میخوانند: «هرچه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق...» اول همه آرام و بودند و کسی شعری نداشت ولی به مرور همه به شعر آمدند از اولین نفر جناب آهنگر دعوت به شعر شد. ایشان پس از حضور گفتند جوانند و سن کمی دارند و عاشق نشدهاند ولی از خیلیها درک بهتری از عشق دارند: «به آتش می کشم روح و روان را» خوب خواندند دو بیتی و غزلشان را. نقد بر شعر ایشان تلفظ حرف «و» بود که در شعر تلفظ نمیگردد و «اُ» ارجحیت دارد مگر اینکه مجبور باشیم. استاد صباغ زاده ادامه دادند تلفظ واو بیشتر در سبکخراسانی دیده شده و یا اشعار معاصری که شاعر تمایل داشته زبان شعرش آرکائیک باشد از واو استفاده می کند.
نفر بعدی رومینا خانم خندان آمدند و شعر کودک داشتند به نام گنجشک: «صبح که میشه دوباره پنجرهها وا میشه...» استاد صباغ زاده گفتند شعر کودک شهرمان بسیار قوی عمل کرده و سطح بالایی را دارد.
ساجده خانم شعر خوبی از شیخ احمد جامی خواندند: «تا ابد دنیا نمیماند نمیدانی بدان...» چقدر ایشان زیبا و وزین خوشآمدگویی کردند و چه پایانی: «در پناه نور و عشق الهی باشید»
جناب صیدمحمدخانی نیز پس تشریففرماییشان دوبیتیهایی تربتی و البته دلبرانه همچون گذشته خواندند که بیشتر از آن به عنوان فریادها یاد میگردد. استاد موسوی در بزرگداشت استاد قهرمان روز پنجشنبه گذشته راجع به فریادها شرح مفصلی ارائه دادند.
جناب آقای اعتقادی از همدمی کتاب و قلم شعری خواندند که زیبا بود: «رفیقی نیابی تو همچو کتاب...» و مدام از استاد صباغ زاده بابت چاپ کتابشان تشکر می کردند.
خانم پوردایی شعری از گذشته داشتند و چقدر با وقار از اینکه هنوز شاگردی اساتید شعر را دارند تشکر و قدردانی می کردند.
خانم بهنام ادامه دادند: «هر که را باشد توکل کار او دشوار نیست...» جناب آقای محسن نوروزی شعری خواندند: «بوی نفست را ز تن باد شنیدم...» چقدر خوب شعر میگویند و تغییراتشان نسبت به گذشته کاملا ملموس است.
خانم ناصری پس از مدتها با دو شعر کودک آمدند. زیبا خواندند. در شعرشان از اسامی خاص استفاده کردند که استاد صباغ زاده نکتهای گفتند در مورد استفاده نکردن از اسامی خاص در شعر. استاد موسوی نبودند ولی نقدهای خوبی بر شعر کودک دارند و از انجمن کیانوش نیز یاد شد.
امروز قرار است از صائب تبریزی بگوییم. استاد صباغ زاده شرحی مختصر و مفید ارائه دادند. اول از همه بگویم استاد قهرمان نیز یکی بزرگان صائبپژوه به شمار میآیند. صائب یکی از شاخصترین چهرههای زبان پارسی میباشند و برخی بزرگان همچون امیری فیروزکوهی از ایشان به مولانا صائب یاد میکنند. وی از درجه شعر بالایی برخوردار بود و ادبای معاصر بر مهم بودن ایشان ما بین قبل و بعد از ایشان تاکید دارند. خب ایشان در دوره صفویه در اصفهان در ابتدا با توجه به اینکه پادشاهان صفوی مذهبی بودند چنانکه باید ظهور نیافت و پس از مهاجرت به هند و تفاوت اندیشههای پادشاهان هندی جهانگیرشاه به طور قابل توجهی در اذهان شعردوستان شکل میگیرد. در این دوره رفتن به هند در بین شعرا مرسوم گردید مانند امتی تربتی خودمان یا نوعی خبوشانی که از اولین شعرا بودند که به هند مهاجرت داشتند.
به گفتهی استاد صباغ زاده در دورهی پهلوی دوم مرمت مزار ایشان مورد توجه قرار میگیرد و شعری زیبا که بر سنگ مزارش به سروده خود شاعر پیدا میگردد. با مصراعی چنین: «عالم پر است از تو و خالیست جای تو»
ابیات منتسب به ایشان تا ۳۰۰ هزار نیز عنوان شده که استاد قهرمان رقم صحیح ابیات او را حدود ۷۳ هزار جمعآوری میکند. دکتر احمد فتوحی که تربتی نیز هستند در باب فلسفه وحدت وجود که صائب را بسیار متاثر می کند شرح مفصلی دارند. سپاس فراوان از استاد صباغ زاده گرانقدر که چقدر رسا این مطالب را عنوان داشتند.
نکتهای که خواستم خودم بگویم این است که برخی شعرا برای سنگ مزار خود شعر سرودهاند که به نظر من پروین اعتصامی، ایرج میرزا، رهی معیری و حسین پژمان بختیاری بسیار خودنمایی میکند.
سرکار خانم زبردست تشریف آوردند شعری از صائب خواندند: «ما نقشدلپذیر ورقهای سادهایم...» چهی نکته جالبی عنوان نمودند روانی شعر ایشان را متعجب کرده بود که شعر از صائب است یا خیر. بالاخره این هم یکی از خصوصیات شعر صائب میتواند باشد که در روانی به اشعار معاصر شبیه است.
در ادامه استاد جهانشیری با لبخندی وزین شعری از صائب خواندند: «قامتت خم زندگی را میکند پا در رکاب» مصرع گیرایی بود. پس از آن آقای باقری شعری زیبا خواندند با مصرع «به پایت سر نهادم تا سر و سامان من باشی»
استاد علمداران نفر بعدی بودند که تشریف آوردند و از شاهنامه گفتند. گفتند خداینامهها و شاهنامههای زیادی قبل و بعد از فردوسی نوشته شده ولی رمز ماندگاری شاهنامه فردوسی را تشخیص درست فردوسی در زمانی که جامعه این فقدان رنج میبرده عنوان نمودند و به اصطلاح عامیانه تنور داغ بود و...
جناب آقای مزدوران نیز شعری سپید خواندند که در آن گرمای کتری روی آتش را خوشبختی عنوان داشتند. آقای معین جلالی شاهنامهپژوه جوان و خوشاخلاق تشریف آوردند و شعری محلی سرودند: «جونِمِر مَم به سَرِت ریزَه کُنُم» من بیشتر جذب زبان بدنشان شدم خیلی حس امیختهای با شعرشان داشت محشر شد به نظرم.
جناب آقای یحیی پور تشریف آوردند که دلنوشتهای خواندند و خیلی خوشحال بودند که اینجا هستند. سرکار خانم محمودی تشریف آوردند و شعری سپید از خانم لیلا کردبچه خواندند که با هوای نسبتا ابری خیلی تناسب داشت. گویی شاعر همانجا شعر را سروده بود. هوای ابری در تابستان لذتی دارد که همیشه نصیب نمیشود ولی عصر شنبه نصیب ما شد.
باز هم صائب و استاد صباغ زاده حسن ختام بودند: «صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس/ صد تاک خشک شد شرابی ندید کس» مجدد سپاسگزارم از این همه لذت. و رفتیم به دیدار استاد نجف زاده به نگارخانه و نمایشگاه خانم شیرافکن.
مهدی به هر که مینگری شاعر است و بس
رو زان میانه تو هم جستجوی کن
خیلی دلم گرفت
#انجمن_قطب
#مهدی_نجفی
#گزارش
کانال تلگرامی ما
Telegram (http://t.me/anjomanghotb)
برچسبها: مهدی نجفی, انجمن شعر قطب