گزارش نظم و نثر انجمن شعر و ادب قطب به تاریخ شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۳ به قلم شاعر همشهری آقای حمید زارع
به نام خداوند آزادگان
گزارش انجمن ادبی قطب شهرستان تربت حیدریه به تاریخ شنبه ۲۳ تیرماه مصادف با هفتم محرم با موضوع بررسی اشعار آیینی و عاشورایی یادبودی از محتشم کاشانی. در این جلسه که با اجرای خانم بهنام همراهی شد آقایان وخانمها استاد احمد نجفزاده، ارغوانمحسن زاده، آیلین گلی، سید ابوالقاسم موسوی، معین جلالی، علی آهنگر، مریم مظاهری، زهرا آرین نژاد، زینب ناصری، معصومه سادات اسدیان، دکتر سید جعفر علمداران، حمید زارع، بهمن صباغ زاده، محمد مقدسی، مهدییپرم، غلامرضا اعتقادی، مهدی حسنزاده، محمد امیری، فروه رفیع و محمود اکبرزاده به شعرخوانی و نقد و بررسی آثار و زندگی محتشم کاشانی و سایر شعرای آیینیسرا پرداختند که خلاصهی آثار دوستان در قالب سرودهای ناقص تقدیم محضر شما ادبدوستان ارجمند میگردد.
«باز این که چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»
در بارگاه قطب که دربار شاعریست
از هفته شنبه آمد و هفت از محرَّم است
بهنام خوشسخن که در انجمن گشود
همراه و خوب و خبره، متین و منظَّم است
استاد عشق ما غزل آورده از کلیم
پیری رسید و جوشش طبع روان کم است
حافظ تو را که هر چه مراد است در جهان
در ساحلی و غم به ضعیفان چنان یَم است
گل بود نام ارغوان و شِکربار مثنوی
لب باادب گشوده و شُکرش دمادم است
شاگرد بینظیر مکتب استادیِ پدر
همچون بهار چهرهنگاری مصمَّم است
تهمینه شد معطر شعرِ گُلی به مِهر
گویا که باغ تشنهی یک قطره شبنم است
سادات انجمن به رشته درآورده حرف دل
از کربلا حدیث موسوی خوشنوا غم است
بر شور و حال عشق جلالی و محتشم
یثرب حرم محَّمد بَطحا مقَّدم است
در کشوری که لُمعه فروشد جمال او
مَه شد شَبَه فروش و قَدش تا کمر خم است!
چونان معین ژرفنگاه و گزیده گو
در دامنِ جلالِ جهانآفرین کم است
آهنگر است و مشت به سندان نکوفته
غم در سرای سینهی او یار و همدم است
در امتداد رویش شعر مظاهری
دلواپسی نهفته، هراسش مجسم است
هم آرین نژاد، غزل را به اوج برد
هم دین سرش به نیزهی اعدا معظَّم است
دفتر ز ناصری به زندگی محتشم رسید
زینب که خویش حامل نامی مکَّرم است
طبعش روان و شاعره بانوی چیرهدست
اشکش دوان و زنده ازو بحر ماتم است
دکتر عَلَم به عِلم برافراشت در میان
وقتی که دین زبان و لقلقهاش کار هر دم است
زارع ز حال غربت جیحون سخن مگو
زخم از غمش به سینهی غمبار خاتم است!
از دل چکیده خون مقدس بگو مزن
نِخرِج که حالت دل ویران او بم است
یُپرم حدیث کشتی و طوفان چه میکنی؟
«سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است»
وصفی ز حال کودک شش ماهه میکند
او اعتقادی است و ادیبی مُعَمَّم است
مهدی که کوه ارادت به جمع بود
شعرش سپید و حال دلش شام عالم است
زخمی عمیق دارد امیری و مرهم او
روی کویر تشنهی دل اشک نمنم است
تبدار شد رفیع و پرستار غم شدهست
انگار کار خلق جهان جمله درهم است
محمود خوشسخن به ختامی رسانده کار
رویانده جنگلی و خرابی ز آدم است
پایان راه و پرسش صدبارهای که آه
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟»

۲۷ تیرماه ۱۴۰۳ یازدهم محرم ۱۴۴۶
#انجمن_قطب
#حمید_زارع
#گزارش
کانال تلگرامی ما
https://t.me/anjomanghotb
برچسبها: حمید زارع, گزارش, انجمن شعر قطب