دختر من, غزل کوچولو سه سال و نیم دارد. از حدود هجده ماهگی حرف زدن را شروع کرد. من به خاطر خواندن کتاب قیصر در پروسهی حرف زدن غزل دقت میکنم و نکاتی را یادداشت میکنم. برخی از آنها را با شما مخاطبان عزیز در میان میگذارم.
قیصر امینپور در بخشی از کتاب آورده است: "مساله این است که آیا شعر نوعی بازگشت به کودکی است؟
البته این سخن که شعر گونهای بازگشت به کودکی است گهگاه در اینجا و آنجا مطرح شده است, اما معمولا در حد یک تشبیه و نه بیشتر.
آیا میتوانیم از دستاوردهای تحقیقات علمی در مورد طرف دیگر تشبیه (کودکی) استفاده کنیم و چراغی را که به دست روانشناسان کودک بویژه پیاژه در خانهی کودکی روشن شده است, به وسیلهی آینهای به خانهی تاریک شعر بتابانیم؟ با این فرض که شعر و کودکی دو خانهی قرینه و همانند و همسایهی دیوار به دیوارند یا اصلا دیواری در میان نیست."
36- وقتی میخواد هرجور شده قانعت کنه. 😂
+ برام چن تا چیپس میخوای بخری؟
- چیپس برات بَده.
+ پس چن تا؟
- گفتم برات بده. سرفه میکنی. شربت بخوری خوب بشی برات میخرم. باشه؟
+ خوب پس چن تا میخری؟
- گفتم چیپس برات بده. 😠
+ خوب پس یکی بخر. 😊
37- ساختن ترکیب ساده از ترکیب کنایهای:
+ پامو سفت کن (منظوش اینه که طنابی که آورده رو به پاش ببندم. منم مشغول تایپ هستم)
- الان کارتون ببین بعدا بازی میکنیم
+ اول به من نیگا کن گفتم.
- گفتم بعد.
+ وایسا سرت داد بزنم حالا.
(بعد سرم را گرفت در دستهایش و دهنش را به پیشانیام نزدیک کرد و جیغ زد)
+ حالا خوب شد؟ 😕
38- استفاده از افعال مشابه:
- برقو چرا روشن کردی؟ خاموش کن!
+ چشاتو خاموش کن!
- چی؟
+ ایجوری (پلکهایش را به هم فشار می دهد) چشمای خودتو خاموش کن. ای بابا! 😠
39- عشق مشروط غزل کوچولو:
براش کارتون پاگُنده گذاشتم و رفتم مسواک بزنم. اومده در دستشویی با مهربونی میگه:
+ میسکاف بزن بیا پیش من بخواب با هم پاگنده ببینیم.
- عاشقتم! 😍
+ من عاشگت نیستم. اول به حرفم گوش کن. بیا پیشم بخواب تا عاشگت باشم. باشه؟ 😊
40- اشتباه گفتنِ یک فعل:
سر شب دو تا پیاله ی کوچک سوپ آوردم و نشستیم با غزل کوچولو بخوریم.
+ میخوای تو سوپت تف کنم؟ 😍
- اِ, کار بد؟ 😳
+ تو سوپ خودم تف کنم؟
- کلا تف کردن کار بدیه. تو سوپ خودتم تف کنی کار بدیه.
+ تو بیا تو سوپم تف کن.
- ای بابا، گفتم تف کردن کار بده.
+ ای بابا! برام توف کن دیگه, داغه. 😢
- آها فوت کنم. منظورت فوت کردنه. 😂
+ ای بابا! توف کن برام دیگه.
برچسبها: غزل صباغ زاده, شعر و کودکی