سیاه‌مشــــــــــــــــــــــــــــــــق

گزارش‌های بهمن صباغ زاده از جلسه‌های شعر

گزارش انجمن شعر و ادب قطب به تاریخ شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۶ به قلم شاعر همشهری خانم نازنین مرادی

_وای خدا هنوزم که هوا گرمه!
پدرم نگاهی به آسمان انداخت و با صدایی آرام گفت:+ آره! گرمه، می‌گن که تا فردا بعدازظهر هوا همین جوریه.

سوار ماشین که شدم طبق معمول خواستم اول برم سراغ ضبط که دیدم گوش دادن به صدای رد پاهای دزدکی‌ای که باد برمی‌داره توی این هوا بیشتر می‌چسبه!

یادمه بچه که بودم از قدیمی‌ها می‌شنیدم که هر چه قدر بزرگ‌تر بشم به پختگی بیشتری می‌رسم‌، به قول خودشون آدم پخته‌ای می‌شم ولی حتی فکرش رو هم نمی کردم توی سن بیست سالگی احساس پختگی کنم😅، اما به قول خودشون، منظورم همون قدیمی‌هاست، نسل ما نسل متفاوتیه. ماجراهای زیادی رو توی فاصله‌های کم دیده، اینم روش! عیبی نداره که...

به تبع گرم بودن هوا، دوستان کمی دیرتر به بومگردی اومدند. همین که صدای پای باد رو لابه‌لای هجوم شاخه‌های درختان شنیدم، خیالم راحت شد.
_آخیش هوا بهتر شد ها‌!

گرم صحبت با خانم آرین نژاد بودم و نسبت به غزل جدیدی که می‌خواستن بخونن کنجکاوی می‌کردم که حواسم رفت سمت خرگوش‌های بانمکی که روی لباس غزل (همون وروجک انجمن) بود؛ در گیر و دار بحث در مورد خرگوش‌ها با غزل بودم که میکروفن گلوی خودش رو صاف کرد و همه‌ی توجه‌ها رو سمت خودش کشید.

نبودن استاد نجف زاده به وضوح حس می‌شد‌، استاد موسوی برای حافظ‌خوانی تشریف آوردند ، غزل ۴۴۷ حافظ خوانده شد و استاد صباغ زاده صحبتی کوتاهی در مورد غزل حافظ داشتند.

سرم رو که برگردوندم آیلین جان رو دیدم که به سمت جایگاه در حال حرکت بود. راحت می‌شد از توی چشم‌های این دختر شاخه‌های سبز زندگی رو تماشا کرد. آیلین جان ما رو به غزلی از حافظ مهمان کرد: در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود/ از گوشه‌ای برون‌آ ای کوکب هدایت»

بهار خانم خوش‌ذوق با دفتر شعر خود پشت میکروفن نشست و یک شعر کودک از خودش با عنوان «دفتر نقاشی» خواند که اشاره‌ی هم به شخصیت «میویس» در انیمیشن هتل ترانسیلوانیا داشت. غزلی که ارغوان جان انتخاب کرده بود به صورت اتفاقی همان غزلی بود که آیلینِ عزیز برایمان خوانده بود، ارغوان با صدایی رسا غزل انتخابی از حافظ را خواند.

خانم بهنام از آقای اعتقادی دعوت کردند که برای شعرخوانی تشریف بیاورند: «اعتقادی خنده‌رو هستی مدام/ چه به خلوت چه میان خاص و عام»

آقای صیدمحمدخانی داوطلب بعدی شعرخوانی بودند بعد از ایشان خانم مهسا خلیلی برای شعرخوانی آماده شدند. ایشان اولین جلسه‌ای بود که در جمع ما حضور داشتند. شعر خانم خلیلی به تبع اولین حضورشون نقد نشد، به امید دیدن دوباره‌ی ایشان در انجمن شعر.

استاد صباغ زاده غزلی نسبتا تازه اما زیبا خواندند. استاد موسوی کمی در مورد شعر ایشان صحبت کردند و اشاره کردند که در غزل استاد صباغ زاده دو بار از گویش محلی به درستی استفاده شده است.

خانم آرین نژاد غزل تازه‌ی خود را خواندند. شعر جدید ایشان یک غزل عاشقانه‌ی زیبا و رسا بود. دستمریزاد به ایشان. خانم بابایی ما را به شعری منسوب به فریدون مشیری مهمان کردند: «نزنید سنگ به گنجشک/ پر گنجشک قشنگ است...»

جناب مهندس جهانشیری غزل تازه‌ای برایمان خواندند که پر از حُسن تعلیل‌های زیبا و دلنشین بود: «بوی گیسوی تو می‌جست مگر پنجه‌ی باد/ که در آورد شبی ریشه‌ی شب‌بوها را» آقای نوروزی داوطلب بعدی بودند یک غزل کوتاه خواندند و کمی هم در مورد شعر ایشان صحبت شد.

آقای کرمانی با دعوت خانم بهنام، صحبت کوتاهی در مورد خودخواهی داشتند. به نظر ایشان، خودخواهی یا صفات این‌چنینی که ما به تبع اجتماع، آن‌ها را بد یا ناشایست تلقی می‌کنیم اگر در حد متعادل و متعارف باشد نه تنها خوب بلکه ضروری و موضوعی وابسته به فطرت است.

آقای عباسی با یک گوشی خاموش که البته اشعار ایشان را هم به غنیمت گرفته بود و طبیعتا با همان شوخ‌طبعی همیشگی پشت میکروفن نشستند، کاغذ کوچکی از جیب خود درآوردند و یک غزل قدیمی که حداقل حرف دل تمام حاضران را با خود داشت، خواندند. مصرع به مصرع که جلو می‌رفتند صدای خنده ها بلندتر می شد به دوستانی که در جلسه غایب بودند پیشنهاد می کنم حتما فایل صوتی مربوط به شعرخوانی ایشان رو گوش بدهید.

در جلسه‌ی قبل استاد موسوی زحمت کشیدند و در مورد اشعار و سبک سهراب سپهری صحبت کردند. ادامه‌ی صحبت‌های ایشان قرار شد در این جلسه روایت شود. از سوررئالیسم بودن اشعار سپهری صحبت شد. طبق گفته‌های استاد‌، سوررئالیسم‌ها معتقدند نیازی به یک فضای شاعرانه و دلنشین برای خلق یک اثر ادبی نیست، بلکه نبود این فضا اگر باعث خلق یک اثر ادبی شود رسالت یک شاعر را نمایان می‌کند. موضوع به ویژگی منحصر به فرد سپهری رسید، یعنی استفاده از صفت، میان یک ترکیب اضافی. مثل: «فرصتِ سبزِ حیات» فرصت حیات یک عبارت معمول و عادی است که در روزمره راحت از آن استفاده می کنیم اما شگرد سپهری آوردن صفت سبز در میان این ترکیب اضافی است. زمان، دست و پای واژه‌ها را بست و ادامه‌ی صحبت‌های استاد به جلسه‌ی بعد موکول شد.

جناب دکتر علمداران ابتدا یک شعر با حال و هوای مرداد برای متولدین مردادماه، از جمله خانم خلیلی خواندند، کمی بعد سراغ آن شعر محبوب سهراب سپهری رفتند:
آب را گل نکنیم
در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب
یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید
یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد

عجیب جای آواز آقای یعقوبی خالی بود. همان اول که آمدند با خودم گفتم ای کاش این جلسه هم مهمان آوازخوانی ایشان باشیم که خوشبختانه چند لحظه‌ای مهمان صدای گرم ایشان بودیم. جلسه که به پایان رسید با خودم یکی از شعرهای سهراب سپهری را مرور می‌کردم همان شعری که فکر می‌کنم همه، یک بار آن را خوانده‌ایم.

به سراغ من اگر می‌آیید
پشت هیچستانم
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
چینی نازکِ تنهایی من

نازنین مرادی
نازنین مرادی

#انجمن_قطب
#نازنین_مرادی
#گزارش

کانال تلگرامی ما

https://t.me/anjomanghotb


برچسب‌ها: نازنین مرادی, گزارش, انجمن شعر قطب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ساعت 11:46  توسط زینب ناصری  |