۶- شعر طنز؛ مستزاد؛ مناظرهی انتخاباتی خسرو با فرهاد؛ سعید سلیمان پور؛ گردآورنده علی اکبر عباسی
آقای دکتر سعید سلیمان پور در سال ۱۳۵۱ در ارومیه به دنیا آمده است. او شاعر، فیلمنامهنویس و مدرس ادبیات است و در حال حاضر رئیس دفتر طنز حوزهی هنری استان آذربایجان غربی میباشد. ایشان وبلاگی دارند که به نام بوالفضولالشعرا در آن مطلب مینویسد. ایشان این وبلاگ را در تیر 1388 تاسیس کردهاند http://bolfozool.blogfa.com؛ ایشان در وبلاگ دیگری اشعار ترکی خودشان را منتشر کردهاند. خواندن این وبلاگ را به علاقهمندان طنز توصیه میکنم.
نخستین بار گفتش از کجایی؟
بگفت: از حزب عشّاق کذایی!
بگفتا: نیست جز من اصلح، آری!
بگفت: اصلا صلاحیت نداری!
بگفتا: طرح دارم اقتصادی
بگفت: اینجا نزن حرف زیادی!
بگفتا: میکنم رفع تورم!
بگفت: این دست تو، این جیب مردم!
بگفتا: شَه نه، خاک پای خلقم!
بگفتا: این خشوعت توی حلقم(!)
بگفت: از درد مردم گفتهام آخ!
بگفتا :لطف کردستی در آن کاخ!
بگفتا: طرح و برنامه چه داری؟
بگفتا: منع تو از رانت خواری!
بگفت: این تیشه مصداق سلاح است
بگفتا: نه، ز بهر افتتاح است!
بگفتا: تیشه یعنی آلت جنگ!
بگفتا: افتتاح معدن سنگ!
بگفتا: چرت گویندت به گوشی!
بگفت: از بهر تخریبم چه کوشی؟
بگفتا: بنده هستم اصلح از تو!
بگفتا: خواب دیدی خیر باشد(!)
بگفتا: قافیه آخر کجا شد؟
بگفتا: همچو عقل تو فنا شد!
بگفتا: ای تنش در دیپلماسی!
بگفت: ای سمبل دشمنهراسی!
بگفتا: زور اجرایی نداری
بگفت: از چه مرا چون خود شماری؟
بگفت: آن چیست لای دفتر تو؟
بگفتا: عکس شیرین، همسر تو!
بگفت: این جز بداخلاقی نباشد
بگفت: این غیر مشتاقی نباشد!
بگفت: از چه گریزی از تعقل؟
بگفت: آخر به تو چه مردک خل!
بگفتا: ای بداخلاق سیاسی!
بگفت: ای ضدّ قانون اساسی!
بگفتا: فاعلاتن(!)... بر ملاجت!
بگفتا: پس مفاعیلن(!)... به تاجت!
چو بحث دوستانه(!) پُر تنش شد
میان نامزدها کشمکش شد
ز جا برخاست خسرو کرد فریاد
هجوم آورد ناگه سوی فرهاد
(پُر است از ضربههای تیغ و تیشه
کف استودیو از خرده شیشه!)
ز دعوا ناگهان برچیده شد نطع
سرودی آمد و برنامه شد قطع ...
***
برچسبها: گزارش جلسه شماره 1004 به تاریخ 920401, شعر طنز, شعر طنز سلیمان پور