سیاه‌مشــــــــــــــــــــــــــــــــق

گزارش‌های بهمن صباغ زاده از جلسه‌های شعر

۶- شعر طنز؛ مستزاد اعتدال؛ سعید سلیمان پور (بوالفضول الشعرا)؛ گردآورنده علی اکبر عباسی

آقای دکتر سعید سلیمان پور در سال ۱۳۵۱ در ارومیه به دنیا آمده است. او شاعر، فیلمنامه‌نویس و مدرس ادبیات است و در حال حاضر رئیس دفتر طنز حوزه‌ی هنری استان آذربایجان غربی می‌باشد. ایشان وبلاگی دارند که به نام بوالفضول‌الشعرا در آن مطلب می‌نویسد. ایشان این وبلاگ را در تیر 1388 تاسیس کرده‌اند http://bolfozool.blogfa.com؛ ایشان در وبلاگ دیگری اشعار ترکی خودشان را منتشر کرده‌اند. خواندن این وبلاگ را به علاقه‌مندان طنز توصیه می‌کنم.

 

آمدی خوش آمدی ای دلبر شیرین مقال

اعتدال، ای اعتدال!

آی و افراطی‌گری‌ها را ببر زیر سؤال!

اعتدال، ای اعتدال!

توی بازی سخت پیچاندی حریف مست(1) را

بُردی آخر دست را

در ربودی توپ را، چون کرد داور «جامپ بال»!(2)

اعتدال، ای اعتدال!

تا شدی پیروزِ میدان، هان نگردی این‌زمان

وامدار این و آن

دوستی‌های جناحی را خدارا بی‌خیال!

اعتدال، ای اعتدال!

گفته‌ای فهرستی از شایستگان در دست‌توست

آفرین، دستت درست!

بی‌حضور نخبگان توفیق تو باشد محال

اعتدال، ای اعتدال!

چشم ما را کرده‌ای روشن ز  تدبیر و امید

دلبر صاحب کلید!

کوری چشم عدوی زشت‌کار و بدسگال

اعتدال، ای اعتدال!

طالع نحسی ز دعواهای حزبی شد پدید

جان ما بر لب رسید

فال ما فرخنده کن ای دلبر فرخنده فال

اعتدال، ای اعتدال!

از سیاسی‌بازی یک عده، ملت  تلخکام

لطف عالی مستدام

وا رهان ما را از  این هنگامه و جنگ و جدال

اعتدال، ای اعتدال!

تفرقه هر دم که بر کشور امیری کرده‌ است

حال‌گیری کرده‌است

پس بزن با همدلی او را حسابی ضدّحال!

اعتدال، ای اعتدال!

آن یکی با اختلاسش پول ملت را که بُرد

با خیالی تخت خورد!

می‌کند بی‌استرس الساعه دندان را خلال!

اعتدال، ای اعتدال!

این یکی بار خودش را بسته در این اقتصاد

عامل  رانت و فساد

می‌چپاند پول بیت‌المال را توی جوال!

اعتدال، ای اعتدال!

گر تویی مرد عمل، این گوی و این میدان، بیا

جنگ کن با مافیا

معتدل دیگر نباش اینجا و گوشش را بمال(!)

اعتدال، ای اعتدال!

تا نباشی، مملکت را نیست امّید فلاح

زین جناح و آن جناح

دم غنیمت دان که فوری بگذرد این چار سال

اعتدال، ای اعتدال!

از برای مشکلات آن روز دادی راه حل

حالیا وقت عمل!

با عمل تکمیل کن کار خود ای صاحب‌کمال!

اعتدال، ای اعتدال!

پول ملّی را تورّم توی میدان نبرد

سکّۀ یک پول کرد!

اعتبار و اقتداری بخش از بهر ریال

اعتدال، ای اعتدال!

گرچه می‌باشد جوان در آرزوی ازدواج

مانده طفلک هاج و واج

عاشق‌است اما بدون مسکن و بی‌اشتغال

اعتدال، ای اعتدال!

اقتصاد مملکت را طرح‌های نو بیار

کن تورّم را مهار

تا نگردد هیچ کس شرمندۀ اهل و عیال

اعتدال، ای اعتدال!

توی کابینه چو کردی نخبگان را دست‌چین

شاعران را هم ببین!

کن «وزیر طنز»، مخلص را به عنوان مثال!

اعتدال، ای اعتدال!

 

(1): منظور مست از غرور است نه چیز دیگر!

(2): Jump Ball. داور، توپ را در آغاز بازی بسکتبال به هوا می‌اندازد تا یکی از  دو بازیکن دو تیم که زرنگ‌تر است، آن را در هوا بقاپد! (به قول زنده یاد اخوان ثالث: «قافیه را از زیر سنگ هم که شده باید در آورد!»)

تهران امروز - ۱۶ تیر ۹۲

***


برچسب‌ها: گزارش جلسه‌ شماره 1007 به تاریخ 920422, شعر طنز, شعر طنز سلیمان پور
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۲ساعت 19:20  توسط بهمن صباغ‌ زاده  |