شعر محلی تربت؛ غزل؛ گیله از یار؛ دلبر بری چی اقذر خدی مو جفا منه؛ تیمور قهرمان؛ قسمت اول
اگر شعر را در وبلاگ میخوانید همانطور که میبینید به اجبار از خط Tahoma استفاده کردم و با این فونت اِعرابِ شعر به درستی درک نمیشود. برای بهتر خواندن شعرهای محلی میتوانید نسخهی PDF گزارش را از ابتدای گزارش دانلود کنید. روش دیگر این است که شعر را به رایانهی خود منتقل کرده و برای دیدن اعراب آن از خط هما (b homa) استفاده کنید. اگر این فونت را در رایانهی خود ندارید میتوانید برای دانلود روی آن کلیک کنید. این فایل دانلود در سایت 4shared.com قرار دارد. اگر بر روی download کلیک کنید و پس از آن گزینهی freedownload را انتخاب کنید، پس از باز کردن لینک دانلود جملهای را میبینید که به انگلیسی نوشته است «اینجا کلیک کنید»، با کلیک بر روی کلمهی اینجا (here) فایل دانلود خواهد شد. پس از دانلود فایلی با پسوند ttf در اختیار خواهید داشت که آنها را باید به داخل درایو c؛ پوشهی windows؛ پوشهی fonts انتقال دهید. (c:\windows\fonts) پس از انتقال، این خط (فونت) در رایانهی شما قابل مشاهده خواهد بود.
برای اینکه بتوان تلفظ صحیح شعرهای گویشی را انتقال داد لازم است چند قاعده وضع شود که با در نظر گرفتن این قواعد بشود شکل صحیح تلفظ را در گویش دریافت. بسیاری از این قواعد را شرقشناسان وضع کردهاند و در مواردی که این قواعد کافی نبوده از علائمی که استاد محمد قهرمان وضع کرده است استفاده میکنیم. الفبای متداول بین شرقشناسان (البته به شکلی سادهتر) به شرح زیر است.
صامتها: ا (a)، ب (b)، پ (p)، ت (t)، ث (s)، ج (j)، چ (č)، ح (h)، خ (x)، د (d)، ذ (z)، ر (r)، ز (z)، ژ (ž)، س (s)، ش (š)، ص (s)، ض (z)، ط (t)، ظ (z)، ع (a)، غ (g)، ف (f)، ق (g)، ک (k)، گ (q)، ل (l)، م (m)، ن (n)، و (v)، ه (h)، ی (y).
مصوتهای کوتاه: ــَـ (a)، ــِـ (e)، ــُـ (o). مصوتهای بلند: ...ـا (â)، ...ـی (i)، ...ـو (u). مصوتهای کوتاهی که کشیده تلفظ میشوند: ــَـْـ (ā)، ــِْـ (ē)، ــُـْـ (ō).
سه علامت آخر به الفبای فنوتیک اضافه شده است که بشود با کمک آن واژههای تربتی را و شکل تلفظ صحیح آن را نشان داد. علامت فتحه به علاوهی ساکن ــَـْـ نشانهی فتحهی کشیده است که جانشین «ـا» شده است مانند خَـْنَه (خانه). علامت کسره به علاوهی ساکن ــِْـ نشانهی کسرهی کشیده است که جانشیین «ـی» شده است مانند زِْرِ (زیرِ). علامت ضمه به علاوهی ساکن ــُـْـ نشانهی مصوت مرکت (ow) است مانند اُوْ (آب)، تُوْ (تب). علامت ضمه به علاوهی ساکن و کسره نشانهی مصوت مرکب در حالت اضافه است (owe) مانند اُوِْ (آبِ)، چُوِْر (چوب را)
نکتهی قابل توجه اینکه اگر علامت ساکن با (ـو) همراه نباشد صدای او خواهد داشت به عنوان مثال در گویش تربتی روغَن به صورت (rugan) تلفظ میشود. دیگر این که مراقب باشید مصوت مرکب ـُوْ (ow) را واو ضمّه و ساکن ـُوْ (ov) اشتباه نگیرید مثلا در کلمهی جُوْ (jow) که یکی از غلات است (ow) نشانهی مصوت مرکب است، اما در کلمهی «نُمُوْ» (nomov) به معنی رشد (ov) نشانهی ضمه و واوِ ساکن است.
گیلَه از یار؛ تیمور قهرمان
تیمور قهرمان یکی از شاعران همشهری است که اشعار کمی از ایشان تا به امروز منتشر شده است. از همان ابتدایی که شروع به تحقیق پیرامون شعر و شاعران تربت کردم نام ایشان را شنیده بودم اما اولین شعری که از ایشان به دستم رسید سال 1392 و از طریق دیگر شاعر همشهری آقای محمود یاوری زاوه بود. سال 1385 بود که شعری در ذم تربت و تربتی در افواه افتاده بوده و چند تن از شاعران تربتی از جمله محمود یاوری زاوه، تیمور قهرمان، محمدمهدی تهرانچی و ... این شعر را جواب گفته بودند که جناب یاوری این اشعار را جمعآوری کرده بود و لطف کرد و یک نسخه از آن را به من داد. شنبهی گذشته در جلسهی مثنویخوانی یکی از شرکتکنندگان همیشگی جلسه جناب آقای ابوالفضل سریزدی لطف کردند و یک CD تصویر از شعرخوانی آقای تیمور قهرمان را در اختیار من قرار دادند که اگر عمرم به دنیا بود به تفاریق اشعار ایشان را از روی آن CD پیاده و منتشر میکنم. ضمن تشکر از همهی دوستانی که تا به امروز در راه معرفی شعر و شاعران تربت به من کمک کردهاند از همهی همشهریان عزیز خواهش میکنم در ادامهی این راه یاریام کنند. شعر تربتی این هفته از اشعار جناب آقای تیمور قهرمان است که اولین شعر ایشان در CD مذکور است. شعر ایشان البته اشکالهایی هم دارد از جمله این که در برخی از ابیات بیش از حد از اختیارات شاعری استفاده کردهاند یا خیلی به قواعد گویش تربت پایبند نبودهاند و گاه به گویش مشهدی نزدیک شدهاند. البته این اشکالات قابل اغماض است. از نظر دیگر به این خاطر که این شاعر همشهری از واژهها و اصطلاحات تربتی کمتر استفاده کرده است شعر ایشان راحتتر درک میشود و نیاز به توضیح چندانی ندارد. تاریخ سرایش این شعر با توجه به اشاراتی که در شعر شده است میباید دههی چهل یا پنجاه باشد و شاعر در این شعر سعی کرده است اشکالات جامعه و زنان آن روزگار را به تصویر بکشد. امیدورام خوانندگان با دید خیلی فمنیستی به این شعر نگاه نکنند که اگر کمی بیشتر دقت به خرج بدهند متوجه خواهند شد که این نوع شعر توهین به زنان حساب نمیشود بلکه به نقد کشیدن نگاهی است که به زنان در روزگار نه چندان دور میشده است.
1
دلبر بِرِیْ چی اِقْذِ خِدِی مُو جِفا مِنَه
وَرگِنْ به او به عهدِ خودِش کِی وِفا مِنَه؟
1- دلبر برای چه اینقدر با من جفا میکند / برگویید (بگویید) به او به عهد خودش کی وفا میکند.
از بَس که پول ای چیز و او چیز ز مُو مَیَه
چون روز روشَنَه که اَخِر مُور گدا مِنَه
2- از بس که پول این چیز و آن چیز از من میخواهد / چون روز روشن است که آخر مرا گدا میکند.
شِیْطو مِگَه برو به خدایِ خودِت بُگو
واز دِل مِگَه بَشَه، زَنَه، روزِ حَیا مِنَه
3- شیطان میگوید برو به خدای خودت بگو / باز دل میگوید باشد، زن است، روزی حیا میکند.
اِیْ زن حیا کُ، اِقذِ جِفا کِردَنِت چیَه؟
اَخِر خدا دِ بالا سَرِ ما نِگا مِنَه
4- ای زن حیا کن، اینقدر جفا کردنت چه است (چرا اینقدر جفا میکنی) / آخر خدا در بالای سر من نگاه میکند.
کُوشاش خُمار نِکِردَه و کُوشِ دِگَه مَیَه
پالتو تیار نِکِردَه و فکر قِبا مِنَه
5- کفشهایش خمار نکرده است (هنوز کفشهایش اندکی خراب نشده است) و کفش دیگر میخواهد / پالتو درست نکرده است (هنوز پالتویی که سفارش داده آماده نشده است) و فکر قبا میکند.
نِه ظرف شوشْتَه، نه تَهِ خَنَهرْ جَرو مِنَه
هر چیشْ مِگی وامِستَه و چَپ چَپ نِگا مِنَه
6- نه ظرف شسته، نه ته خانه (کف اطاق) را جارو میکند / هر چیزیاش (هر چه به او) میگویی میایستد و چپ چپ نکاه میکند.
اِقذِر بیبُتَّهیَه که ما مِجلِسْ عَزا دِرِم
او وِرمِخِزَه و مِرَه چَشمار سِیا مِنَه
7- آنقدر بی بتّه است که ما مجلس عزا داریم / او برمیخیزد و میرود چشمها را سیاه میکند.
بس نَشیَه که گوشتای دیزیرْ مُسوزَنَه
هِچ مرگِ یاد نِدَرَه و هِیْ ادّعا مِنَه
8- بس ناشی است (به قدری ناشی است) که گوشتهای دیزی را میسوزاند / هیچ مرگی یاد ندارد (هیچ کاری یاد ندارد) و هی ادعا میکند.
او که خیابانویایْ دِهِ خودْمارْ بِلَد نیَه
تعریفِ شهرِ تهرون و دِریایْ سیا مِنَه
9- او که خیابانهای ده خودمان را بلد نیست / تعریف شهر تهران و دریای سیاه میکند. (از شهر تهران و دریای سیاه تعریف میکند.)
تا وِرمِگی حیا کُ زن ای زندگی نِرَف
بُقچَهرْ مِبِندَه و رو به خَنِهیْ بابا مِنَه
10- تا برمیگویی (میگویی) حیا کن زن که این زندگی نرفت (این زندگی نشد، این روش زندگی نیست) / بقچه را میبندد و رو به خانهی بابا میکند.
دوشْنَه سِجِلِّشِر مِرَه از طاق بِلَن مِنَه
اسمِش کِنیزَه، خَط مِزِنَه، سوفیا مِنَه
11- دیشب سجلش (شناسنامهاش) را میرود از طاق بلند میکند (بلند کردن در اصطلاح عامیانه به معنی دزدیدن است) / اسمش کنیز است، خط میزند، سوفیا میکند.
او لاخِ مور که عِینِ شِوِد دَنَه دَنَهیَه
صُب فُرمِ دُمبِ اَسبی و شُو روفیا مِنَه
12- آن لاخ مو را که عین شوید دانه دانه است (خراسانیهای واحد شمارش مو و نظایر آن را لاخ میگویند و به جای این که بگویند «تارِ مو» میگویند «لاخِ مو») / صبح فرم دم اسبی و شب روفیا میکند. موهایش را صبح مدل دم اسبی و شب مدل روفیا میآراید؛ روفیا نام هنری «ماه جهان سلوکی» بانوی بازیگر سینما و تئاتر ایران بود. که در سال ۱۳۱۴ خورشیدی در محله ششکلان تبریز به دنیا آمد و دههی چهل و پنجاه از بازیگران شناخته شدهی سینما و تاتر ایران بود)
پولْ مِستِنَه بِرَه به فروشگاهِ افسِرا
تا پوشتِ سَر مُنُم هَوَسِ سینِما مِنَه
13- پول میستاند (میگیرد) برود به فروشگاه افسران (معروفترین و بزرگترین فروشگاه پیش از انقلاب در مشهد فروشگاه افسران بوده است. واقع در ....) / تا پشت سر میکنم (تا سرم را برمیگردانم) هوس سینما میکند.
تا یَک تِمَن مِبینَه دِ جیبُم ز فَعْلِگی
خانم هوایِ خوردَنِ پِپْسی کولا مِنَه
14- تا یک تومان میبیند در جیب من از عملگی (پولی که از کار کردن با زحمت زیاد به دست آمده است) / خانم هوای (هوس) خوردن پپسی کولا (نام برندی در نوشابه) میکند.
پارسالا تِمبونِش به رو خاکا کِشال مُخورد
حالا بیا ببین که مینیجوب دِ پا مِنَه
...
... ادامه دارد
برچسبها: شعر محلی تربت, شعر محلی تیمور قهرمان