سیاه‌مشــــــــــــــــــــــــــــــــق

گزارش‌های بهمن صباغ زاده از جلسه‌های شعر

کنفرانس ادبی؛ نکته‌ای از دفتر اول مثنوی؛ بهمن صباغ زاده

دوستانی که خواننده‌ی وبلاگ هستند می‌دانند در گزارش جلسه‌ی انجمن شعر شنبه‌شب‌ها بخشی وجود دارد با نام کنفرانس ادبی که در آن مقاله‌ها و یا تحقیق‌هایی که دوستان همشهری می‌نویسند را می‌آورم. این مطالب غالبا در موضوع شعر و ادبیات هستند. در هفته‌هایی که مطلبی از سمت دوستان به من نرسد مطالبی که از نظرم جالب باشد را از سایت‌های مختلف انتخاب کرده و در وبلاگ می‌گذارم. چند هفته‌ای است که اگر نکته‌ای در جلسه از سوی دکتر نجاتیان مطرح شود یا نکته‌ای به ذهن خودم برسد آن را در ادامه‌ی گزارش مثنوی‌خوانی می‌آورم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

 

نکته‌ای از دفتر اول مثنوی بیت 3471

مولانا در دفتر اول مثنوی داستان رومیان و چینیان را می‌آورد در بیان این که علم باطنی که بر اثر صفای باطن پدید می‌آید بسیار برتر است از علم ظاهری که از خواندن کتاب‌ها و پای درس استادها نشستن حاصل می‌آید. ما امروز «سواد» را در معنی مثبت استفاده می‌کنیم و وقتی می‌گوییم فلانی باسواد است داریم از او تعریف می‌کنیم اما در اصل لغات سواد به معنی سیاهی است یعنی سیاهی‌ای که بر صفحه‌های کاغد نقش می‌بندد و شخص با دیدن آن سیاهی‌ها یعنی خواندن نوشته‌ها به علمی دست می‌یابد. این «سواد» یعنی دانش خواندن سیاهی‌ها بر سفیدی‌ کاغذ در گذشته خیلی معنی مثبتی نداشته است و آن را در مقابل علم لدنی می‌گذاشته‌اند که با صفای باطن و بی سواد حاصل می‌شود. مولانا در جای‌جای مثنوی به این نکته پرداخته است که نکته‌ای جالب برای بررسی است که خود فرصتی دیگر می‌طلبد.

خلاصه‌ی داستان رومیان و چینیان چنین است: رومیان و چینیان مدعی نقاشی بودند. پادشاه دو خانه‌ی روبه‌رو به ایشان داد که هنر خود را نشان بدهند. چینی‌ها از خزانه‌ی شاه رنگ‌ها خواستند و به نگارگری مشغول شدند. اما رومیان کاری نکردند جز دفع زنگ و صیقل زدن دیوارها. در پایان شاه از کار هر دو بازدید کرد. نقاشی‌های چینیان هوش از سر می‌برد اما وقتی پرده را از کار رومیان کنار زدند تمام آن‌چه چینیان کشیده بودند در آینه‌ی صیقلی رومیان متجلی شد و صدها بار زیباتر به نظر رسید.

در ابیات مورد نظر ما مولانا می‌گوید چینی‌ها و رومیان با یک‌دیگر بحث کردند و در نهایت چینیان از سلطان خواستند که یک خانه به ایشان بسپارند و یک خانه به رومیان تا بتوانند هنرنمایی کنند و برتر بودن هنر خود را اثبات کنند.

چینیان گفتند یک خانه به ما

خاصه بسپارید و یک آن شما

مولانا در شرح این که این خانه‌های چگونه بود می‌گوید: این دو خانه روبه‌روی هم بود. یکی از خانه‌ها را رومی‌ها گرفتند و یکی دیگر چینی‌ها

بود دو خانه مقابل در به در

زآن، یکی چینی ستَد، رومی دگر

نکته‌ای که من می‌خواهم بگویم در همین دو بیت است. در گویش تربت حیدریه و توسعا در گویش خراسان خانه آن چیزی نیست که در گویش معیار خانه گفته می‌شود بلکه خانه به معنی اتاق است. مثلا می‌گویند «خَـْنِه پِستو» (xāne pestu) یعنی اتاقی که پس‌تر و عقب‌تر از اتاق اصلی است یا «خَـنِه پیشو» (xāne pišu) در مقابل آن یعنی اتاقی که پیش‌تر و در جلو قرار دارد. اما مجموعه‌ی اتاق‌ها که امروزه خانه گفته می‌شود را «حُوْلی» (howli) می‌گویند. مثلا ممکن است از زبان یک خراسانی بشنوید که حولی ما سه خانه دارد این به این معنی است که خانه‌ی ما سه اتاق دارد.

چون وقتی روز بازدید فرا می‌رسد و شاه از هنرنمایی چینیان و رومیان بازدید می‌کند ابتدا به سراغ نقاشی چینیان می‌رود و نقش‌هایی هوش‌ربا می‌بیند. بعد به سراغ نقاشی رومیان می‌رود و پرده را برمی‌دارند. در این لحظه عکس نقاشی چینی‌ها در دیوار صیقلی مانندِ آینه‌ی رومیان می‌افتد.

 شه درآمد دید آن‌جا نقش‌ها

می‌ربود آن عقل را وقت لقا

بعد از آن آمد به سوی رومیان

پرده را برداشت رومی از میان

عکس آن تصویر و آن کردارها

زد بر این صافی‌شده دیوارها

در این ابیات هم اگر ما خانه را به معنی اتاق بگیریم معنی خیلی واضح‌تر و روشن‌تر می‌شود. اگر دو اتاق روبرو را درنظر بگیرید که دیواری بین‌شان نباشد و با یک پرده از هم جدا شده باشند وقتی پرده را بردارند عکس یک دیوار در دیوار مقابل خواهد افتاد. وقتی خانه را در مثنوی جستجو کردن دیدم بارها و بارها در ابیات مثنوی می‌توان خانه را به معنی اتاق گرفت مثلا در این بیت از دفتر اول «نور روزن گرد خانه می‌رود/ زان‌که خور برجی به برجی می‌دود» که روشن است نوری که از پنجره یا روزن بام به درون اتاق می‌تابد با حرکت خورشید جایش عوض می‌شود. من گمان می‌کنم مولانای بلخی مانند دیگر خراسانی‌ها غالبا «خانه» را به معنی اتاق در نظر می‌گرفته است. منتظر نظرات شما هم هستم.

12 مهرماه 1394

بهمن صباغ زاده

تربت حیدریه

***


برچسب‌ها: مثنوی خوانی, جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 13940711, کنفرانس ادبی, تحقیق بهمن صباغ زاده
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۴ساعت 23:4  توسط بهمن صباغ‌ زاده  |