سیاه‌مشــــــــــــــــــــــــــــــــق

گزارش‌های بهمن صباغ زاده از جلسه‌های شعر

گزارش انجمن شعر و ادب قطب به تاریخ شنبه ۱۴۰۱/۰۱/۲۷ به قلم شاعر همشهری خانم آمنه فرامرزی نژاد

انجمن شعر و ادب قطب

#پروین_جهانشیری

شاعران انجمن قطب

اععضای  انجمن شاعران قطب

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من، نه این‌که مرا شعر تازه نیست

من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است

 

عصر شنبه ۲۷ فروردین، در این هوای دلبرانه بهار که به زادروز شاعر غزل‌های عاشقانه معاصر، محمد علی بهمنی گره خورده، راهیِ کتابخانه بهشتی می‌شوم. از آخرین باری که در جلسه‌ی قطب حضور داشتم چند ماهی می‌گذرد. دلتنگ شده‌ام. دلتنگ این جلسه دوست‌داشتنی، دوستانِ اهل دل و مهربانش و شعر خوانی‌های گرم و صمیمانه‌اش.

 

با کمی تاخیر وارد کتابخانه می‌شوم. از دیدن استاد نجف زاده، بعد از مدت‌ها به وجد می آیم. جناب صباغ زاده هم طبق روال دقایق اولیه جلسه، متواضعانه و پُرتلاش مشغول تنظیم سیستم صوتی هستند.

 

کم کم یاران انجمن از راه می‌ رسند و جلسه با اجرای بی نقص جناب صباغ زاده رسماً آغاز می شود. غزلی زیبا از محمدعلی بهمنی زینت‌بخش جلسه می‌شود و در ادامه خلاصه‌ای از زندگی این شاعر غزل‌سرا نیز بیان می‌شود.

 

حافظ‌خوانی جلسه را استاد نجف زاده بر عهده دارند و با همان لحن شیوا و گرم‌شان ما را به سیری کوتاه در میان ابیات بی‌نظیر خواجه شیراز می‌برند: «دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم/ گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم» تفسیر و تحلیل این غزل را آقای صباغ زاده آغاز می‌کنند. سخن از طبع موزون حافظ و عشوه‌ی معشوق به میان می‌آید، از معانی متفاوت سودا و سرو و صاحب‌قران در شعر فارسی، از شکایت‌های لطیف حافظ از معشوق، از لیلی که در این غزل خوش نشسته است و از تلفیق مدح و عشق در غزل‌های خواجه که او را در میان دیگر شاعران برجسته می‌کند. در ادامه جناب زنگنه هم مطالبی در تحلیل کلی شعر حافظ از نگاه شاعران و اندیشمندان به ویژه دکتر دادبه عنوان می‌کنند.

 

شعرخوانی این جلسه را جناب شریفی با یک غزل زیبای دیگر از بهمنی آغاز می‌کنند: «از زندگی، از این همه تکرار خسته‌ام/ از های و هوی کوچه و بازار

 خسته‌ام». در ادامه جناب یدالهی دو شعر کوتاه را که یکی از آن‌ها استقبالی از شعر کاظم بهمنی است به جمع تقدیم می‌کند: «شبیه شاعری هستم که در باران خدایش را/ میان زلف‌های دختری زیبا رها کرده» 

 

سپس استاد نجف زاده توضیح مختصری در مورد انجمن قطب و قدمت آن و شاعران این انجمن ارائه می‌دهند و جناب امیر عنایتی، عکاس هنرمند همشهری، تصاویر و لحظاتی از انجمن را در دوربین خود ثبت و ضبط می‌کنند.

 

جناب مهندس جهانشیری برای شعرخوانی دعوت می شوند و ایشان شعری محلی که به یاد مرحوم تیمور قهرمان برای مراسم بزرگداشت ایشان سروده‌اند به جمع تقدیم می کنند: «اِمشُو۪ که نیَه دستْ دِ فرمونِ همِه‌یْ ما/ مِهمو اَمیَه واز به چرَ ْغونِ همِه‌یْ ما»

 

همیشه جناب عباسی را با شعر طنزش می‌شناسیم و ایشان هم در این جلسه ما را به آخرین شعرشان که سرایش آن مربوط به دقایقی قبل از جلسه است، مهمان می‌کنند: «گر چه در ظاهر فروشش کاملاً قاچاق بود/ کسب و کار ساقیان اما به شدت داغ بود»

 

و در ادامه، این عصر شنبه با شعرخوانی سرکار خانم جهانشیری، رنگ و بوی زعفرانی به خود می‌گیرد: «شهر تربت شهر با نام و نشان/ قطب با ارزش‌ترین گل در جهان».

 

پس‌ از ایشان من یک چهارپاره‌ی قدیمی را می‌خوانم و سپس جناب مهدوی از شاعرانی که به تازگی به انجمن پیوسته اند، با شعری در استقبال از غزل حافظ جمع را مهمان می کنند.

 

در انتها نیز جناب اعتقادی سروده خود را در مدح امام حسن مجتبی در شب میلاد این امام بزرگوار به جمع تقدیم می‌کنند. به دلیل اتمام وقت فرصت دست نمی‌دهد تا از حضور استاد موسوی و خوانش خسرو و شیرین استفاده کنیم و به جلسه بعد موکول می‌شود.

 

حالا غروب نزدیک می‌شود و این عصر شنبه دوست‌داشتنی به لحظات دلنشین افطار گره می‌خورد. 

 

گزارش را با شعری از محمد علی بهمنی آغاز کردم و با شعر دیگری از ایشان پایان می‌دهم. به قول خواجه شیراز «تا چه قبول افتد و که در نظر آید» 

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست

محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت

که در این وصف، زبان دگری گویا نیست

 

#انجمن_قطب 

#گزارش

#آمنه_فرامرزی_نژاد

 

https://t.me/anjomanghotb


برچسب‌ها: انجمن قطب, بهمن صباغ زاده, پروین جهانشیری, آمنه فرامرزی نژاد
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ساعت 18:1  توسط زینب ناصری  |